الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
302
الهيات در نهج البلاغه (فارسى)
ملاحظه مىشود كه اين سخنان امام عليه السلام عيناً شرح و بسط و تفصيل آيات قرآن مجيد است و از حدود مطالب آن خارج نشده است و جز آنچه كتاب خدا متضمّن آن است بحث ديگرى را مطرح نفرموده است . لذا ما هم بايد در مثل اين موارد كه سخن گفتن بيش از مطالب قرآن و به حاشيه رفتن خطرناك است ، از همين ادب دستور بگيريم و در علم خدا بيشتر از آنچه خدا و رسول و امامان عليهم السلام فرمودهاند سخن نگوييم و كلام را به جاهاى ديگر نبريم و براى تقويت معرفت ، در همين بُعدهايى كه مطرح شده است ، هرچه زيادتر بحث كنيم و فراموش نكنيم كه همواره و در همه جا و در هر حال زير نظر علم او بودن ، بجا و به موقع است و به بنبست و ضلالتى منتهى نمىشود . به علاوه ، سرّ اينكه در مورد علم خدا بر جزئيّات و اعمال و ضماير و سراير عباد تأكيد و تذكير بيشترى شده است ، شايد اين باشد كه در اعتقاد به علم خدا آنچه ارتباط زيادترى با جنبهء عمل دارد و عامل بازدارندهء انسان از گناهان و معاصى است همانا ايمان داشتن به عالِم بودن خدا بر جزئيّات است . يعنى اين عقيده در اين بُعدش موجب بيدارى وجدان بشر مىباشد .